برو
ارتباط با مادرخواست اشتراکآخرین شمارهآرشيوشناسنامه
تاریخ 1391/02/12 - نسخه شماره 2359 سازمان آگهی ها تلفن :88978473 - 09123906054 نمابر : 88989456 صفحه اصلی

وزير اسبق آموزش‌وپرورش در گفت‌وگو با هدف و اقتصاد:
اقتدار معلمان کاهش يافته است


احياي مرجعيت معلم با کدام سازو کار؟


روز معلم چگونه روز معلم شد


 وزير اسبق آموزش‌وپرورش در گفت‌وگو با هدف و اقتصاد:
 اقتدار معلمان کاهش يافته است  

زهرا جعفرزاده: از آذرماه سال 86 که از وزارت آموزش‌وپرورش استعفا داد، حدود پنج سال مي‌گذرد، با اينکه به صورت مستقيم در حوزه تعليم و تربيت فعاليت نمي‌کند اما تغييرات نظام آموزشي را مرتب رصد مي‌کند، محمود فرشيدي در عين حال که معتقد است اقدامات انجام شده در وزارت آموزش در دوره فعلي مثبت است اما ديدگاه انتقادي به موج تغييرات در نظام آموزشي دارد.

بر اين نظر است که روند تغييرات شتاب‌زده و سطحي است. همين موضوع مي‌تواند تکرار تجربه‌هاي تلخ گذشته را رقم بزند. همان اتفاقي که براي نظام جديد رخ داد، براي نظام آموزشي که از سوي حاجي بابايي تعريف شده، ممکن است رخ دهد. نگراني اش از کارشناسي نبودن طرح‌ها، تصميم‌گيري‌ها و برنامه‌ريزي‌هاست. طرح تعطيلي پنجشنبه مدارس، هوشمندسازي مدارس، بازنشستگي پيش از موعد معلمان و ... را جزء اقدامات آسيب زاي نظام آموزشي مي‌داند.

او اکنون دبير کل کانون تربيت اسلامي‌است، به بهانه روز معلم با او گفت‌وگويي درباره تغيير و تحولات نظام آموزشي و مشکلات معلمان در چند سال گذشته انجام داديم.

***

در دوره وزارت آموزش‌وپرورش در دولت دهم، نظام آموزشي تحولات فراواني به خود ديده است، شاهد هستيم که هر روز مسوولان اين وزارتخانه به طور مرتب سخن از تغييرات و تحولات کلي و جزيي در اين وزارتخانه به ميان مي‌آورند، از زماني‌که شما جاي خود در اين وزارتخانه را به آقاي علي احمدي داديد، آموزش‌وپرورش اگر نگوييم، کلا، تا حدود بسياري دچار تغييرات ساختاري و محتوايي شده است، ارزيابي شما از اين همه تغييرات آن هم در مدت کمتر از دو سال در حوزه تعليم و تربيت چيست؟

اکنون در آموزش وپرورش با دوران‌گذاري مواجه هستيم، پس از آنکه مقام معظم رهبري توصيه کردند تا در اين وزارتخانه تحول بنيادين ايجاد شود، آموزش‌وپرورش نيز در حال تغيير است، در اين مرحله‌گذار طبيعي است که فرازونشيب‌ها و دگرگوني‌هاي زيادي رخ دهد، تا زماني که به مرحله ثبات نرسد نمي‌توان نسبت به آن قضاوت کرد. با اين حال اگر بخواهيم محوري راکه اين تغييرات دنبال مي‌کنند بررسي کنيم، رويکردها در مجموع مثبت هستند.

به اعتقاد شما رخدادها ي اين دوره از تصدي‌گري وزارت آموزش‌وپرورش، چقدر با رويکرد وزراي قبلي متفاوت بوده است؟

در اين دوره مطالبات معلمان پيگيري شده و از اين قشر به خوبي دفاع شده است که در مقايسه با دوره‌هاي وزارت سه وزير قبل تر، فشار کمتري به معلمان وارد شده است.

شما به عنوان شخصي که بيش از دو سال وزير آموزش‌وپرورش بوديد،چه انتقادهايي نسبت به تحولات انجام شده در دوره فعلي وزارت آموزش‌وپرورش داريد؟ با توجه به اينکه طرح تحول بنيادين نيز تصويب و به شکل خاصي در حال اجراست.

به هر حال نکاتي نيز در اعمال تغييرهاي مکرر وجود دارد، از جمله اينکه در اين دوره از تصدي‌گري آموزش‌وپرورش، يک نوع شتاب زدگي و احيانا ناآشنايي با پيچيدگي‌ها ي تعليم و تربيت در برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها احساس مي‌شود که مي‌تواند آسيب زا باشد، از جمله اين اقدامات بازنشستگي پيش از موعد معلمان يا تعطيلي روزهاي پنجشنبه مدارس و ... است که در مورد اول باعث کناره‌گيري نيروهاي توانمند از حوزه تعليم و تربيت شد.

به اعتقاد شما دليل اين
شتاب زدگي چيست؟

اگر بخواهيم اين شتاب زدگي را ريشه‌يابي کنيم بايد بگوييم که برنامه‌هاي تعليم و تربيت دراز مدت است، بايد 12 سال منتظر بود تا نتيجه يک کار تعليمي‌را به دست آورد، اين در حالي است که دولت‌ها کوتاه مدت هستند بنابراين وزيري که روي کار مي‌آيد مي‌خواهد در کوتاه‌ترين زمان ممکن اقداماتي را انجام دهد که کاملا از نظر مردم ديده شود، تا در دور بعد انتخابي بازهم بتواند راي مردم را به دست آورد، به همين دليل برخي‌ها معتقدند که آموزش‌وپرورش نبايد وزارتخانه باشد، چرا که در چهار سال نمي‌توان کاري انجام داد که آثار آن هم ديده شود. آثار تعليم و تربيت خيلي محسوس نيست، ريشه اين شتاب زدگي‌ها يا سطحي نگري‌ها در تضاد ميان دوران خدمت و مسووليت و پيچيدگي و دراز مدت بودن کار تعليم و تربيت است، به همين دليل ممکن است يک کاري انجام شود که خيلي هم زيربنايي نباشد مهم اين است که کار ديده شود.

از نظر شما جنس تغييرات کنوني نيز از همين نوع است؟

اتفاقي که اکنون در وزارت آموزش‌وپرورش مي‌افتد تغييرات ساختاري است در حالي که در کار تعليم و تربيت اصل محتواست، اصل تغيير، اين است که محتواي تعليم و تربيت درست طراحي شود، حالا اينکه محتوا در چه قالب و ساختاري ارائه شود چندان در اولويت نيست. اما چون بايد در مدت زماني معين اقدامات يک وزير ديده شود، خيلي وقت‌ها تغييرات ساختاري از جمله ادغام معاونت‌ها، تغييرات نظام آموزشي و ... صورت مي‌گيرد که اگر روح اين اقدامات درست نبوده و بر اساس ضرورت نباشد، جز دردسر، نتيجه ديگري نخواهد داشت. اين تغييرات در شکل ساده اش در بخش اداري رخ مي‌دهد و در شکل پيچيده در حوزه آموزشي. اين در حالي است که در حوزه آموزش 12 ميليون دانش‌آموز و يک ميليون معلم وجود دارد. تغييرات صورت گرفته در اين وزارتخانه، عده زيادي را درگير کرده و منجر به اضطراب و استرس شده است. مقام معظم رهبري زماني که اعلام کردند بايد تغيير صورت گيرد تاکيدشان بر اين بود که در طول 15 سال بايد اين کار انجام شود. در اين تحول، تغيير ساختار بايد در آخرين مرحله صورت مي‌گرفت.

يعني طرح تحول بنيادين نبايد به اين شکلي که اکنون در حال اجراست، عملي مي‌شد؟

طرح تحول بنيادين يک برنامه ميان مدت تحولي بود. در اين طرح مقدار زيادي بر روي محتوا کار شده بود، کارشناسان به اين نتيجه رسيده بودند که مهم نيست قالب 3، 3، 6 است يا 3،3،5، مهم محتواست.

ما پيش از اين نظام جديدي را داشتيم که بر اساس آن مقطع متوسطه سه ساله بود و يک سال به عنوان پيش دانشگاهي به دوره تحصيل اضافه شده بود، اما اکنون عنوان مي‌شود که آن نظام مناسب نبود و نظام ديگري که به نوعي برگشت به همان نظام قديم است، طراحي شد، به نظر شما با توجه به روند سريع تغييرات در آموزش‌وپرورش، اين احتمال وجود دارد که چند سال ديگر، ميزان ناکارآمد بودن اين نظام برآورد شده و نتايج نامطلوبي به دست آيد؟

ببينيد اوايل انقلاب کارهاي زيادي انجام شد تا يک مجموعه مدون و قابل قبولي براي نظام آموزش‌وپرورش تحت عنوان کليات نظام آموزش‌وپرورش جمهوري اسلامي‌ايران طراحي شود، متاسفانه زماني که اين طرح به مرحله اجرا رسيد، 180 درجه تغيير کرد. الگو مناسب بود اما فشار بيروني وارد شد، آن زمان ميزان پشت کنکوري‌ها بسيار زياد شده بود، همين موضوع سبب شد تا براي برطرف کردن اين معضل، دوره پيش دانشگاهي به صورت سريع طراحي شده و نظام جديد اعمال شود، اين تغيير گام به گام نبود و بسيار با شتاب انجام شد، همين موضوع سبب شد تا چند سال بعد، بررسي‌ها نشان دهد که دانش‌آموزان از نظر علمي‌و تربيتي دچار افت تحصيلي شده‌اند چرا که اين طرح ايراداتي داشت که در زمان تصويب بررسي نشده بود.

اين نگراني براي طرح تحول بنيادين نيز وجود دارد، چرا که طرح شتاب زده اجرا شده است. دانش‌آموزان موجودات آزمايشگاهي نيستند، هر کسي تغييراتي اعمال مي‌کند سپس به شکست مي‌خورد و هيچ کس هم نيست که عذرخواهي کند. اکنون اين نگراني وجود دارد که طرح تحول بنيادين که در هفت فصل ديده شده است، به يک کار سطحي تغيير جهت دهد و مردم اين تصور را داشته باشند که نظام آموزشي به 40 سال پيش برگشته است. نگراني ديگري که وجود دارد اين است که اين تحول در حاشيه قرار گيرد.

همانطور که اشاره کرديد، سياست آموزش‌وپرورش با تغيير دولت‌ها، تغيير مي‌کند، به اعتقاد شما نبايد مرجعي وجود داشته باشد که تمام تغييرات در درون آن تصويب شود، نه اينکه وزير هر روز دست به تغيير بزند بدون اينکه به مسوول ديگري پاسخگو باشد؟

بله، ما بايد حوزه اختيارات و قانونگذاري‌ها را مشخص کنيم، به نظر من تعليم و تربيت حتي از جنس يک وزارتخانه نيست تا تصميمات کلان آن در دولت نهايي شود، بلکه يک مقوله حکومتي و يک سرمايه ملي است. روند در تمام دولت‌ها بايد يکسان باشد، اين حوزه بايد جزء نهادهايي باشد که با نهاد رهبري ارتباط داشته باشد تا ثبات بيشتري داشته باشد. براي نمونه بايد قوانين در شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي تصويب شوند.

يکي از تغييرات اساسي که اکنون شاهد آن هستيم، تعطيلي روزهاي پنجشنبه مدارس است که اکنون به تمام مقاطع تعميم پيدا کرده، با اينکه نمايندگان کميسيون آموزش مجلس به شدت با اين تصميم وزير مخالف هستند اما آقاي حاجي بابايي، همچنان بر اجراي آن اصرار دارد. نظر شما راجع به اين طرح چيست؟

ببينيد ما بايد قانوني داشته باشيم که مشخص کند دانش‌آموزان در يک سال تحصيلي چند ساعت بايد سر کلاس باشند و آموزش ببينند، آيا اين موضوع از اختيارات وزير است يا کل نظام؟! بايد حداقل مجلس در اين زمينه تصميم مي‌گرفت.

اکنون با اين طرح، دانش‌آموزان در طول يک سال، تنها 160 روز کلاس مي‌روند که اين 160 روز نيز به صورت کامل نيست، همين موضوع سبب شده تا معلمان فرصت نکنند کتاب‌هاي درسي را تمام کنند، اوقات فراغت برنامه‌ريزي نشده براي دانش‌آموزان ايجاد شود و ... بايد مشخص شود که ريشه اين تغييرات چيست، جايگاه تعطيلي روزهاي پنجشنبه در تحول بنيادين چيست؟ بنابراين آموزش‌وپرورش بايد به سمتي برود که جايگاهش در ساختار حکومتي ديده شود. چرا که نمي‌توان خيلي تابع سياست دولت‌ها بود، روند بيشتر دولت‌ها يا سياسي است يا اقتصادي، دولت‌ها فرصتي براي پرداختن به مقولات فرهنگي و تعليمي‌ندارند.

اين موضوع براي هوشمندسازي مدارس نيز صدق مي‌کند؟ اکنون بسياري از مدارس تنها نام مدارس هوشمند يا مدارس قرآني را يدک مي‌کشند بدون اينکه واقعا طرح و برنامه‌اي براي آنها در نظر گرفته شده باشد.

بله، در ارتباط با مدارس هوشمند، در زمان تصدي‌گري من بر وزارت آموزش‌وپرورش سندي تحت عنوان «فوا» در شوراي‌عالي آموزش‌وپرورش تصويب شد که بر اساس آن قرار بود تا توسعه فناوري و اطلاعات در آموزش‌وپرورش با تکيه بر اين سند باشد، اين در حالي است که اين سند اکنون در آموزش‌وپرورش خاک مي‌خورد، امکان دارد که اين اتفاق براي سند تحول بنيادين نيز رخ دهد.

چرا اين همه اتفاق در دولت دهم و در دوره تصدي‌گري آقاي حاجي بابايي براي آموزش‌وپرورش رخ داد؟ يعني در دوره‌هاي فعاليت وزراي قبلي امکان اين تغييرات وجود نداشت؟

به هر حال آقاي حاجي بابايي، شاکله سياسي دارد، او سال‌ها درهيات رئيسه مجلس حضور فعال داشته و رسانه‌ها را به خوبي مي‌شناسد و حضور فعالي نيز در رسانه‌ها داشته است، شايد دليل اين باشد که خيلي از وزراي قبلي، به اين ميزان در رسانه‌ها حضور نداشتند، الزاما نمي‌توان گفت که تمام تغييرات مثبت هستند، چرا که انجام تغييرات در دستگاه حساسي همانند آموزش‌وپرورش اگر بدون کارشناسي باشد، مثبت نخواهد بود.

اکنون همين تغيير نظام آموزش، سبب شد تا تابلوي مدارس تغيير کند، مدارس ابتدايي پنج کلاسه بود اکنون بايد شش کلاسه شوند و ... طبيعتا اين اقدامات بازخوردهايي در جامعه خواهند داشت.

از اين مباحث که بگذريم، به موضوع معلم مي‌رسيم، امروز روز معلم است، به اعتقاد شما اکنون معلمان با چه معضلاتي مواجه هستند؟

بحث کلي اين است که نظام جمهوري اسلامي، يک نظام معلم مدار است، پايه اين نظام بر اساس فرهنگ است، اگر به اين نقطه برسيم طبيعي است که بايد به معلم و دستگاه تعليم و تربيت به عنوان بازوي نظام توجه شود. با اين حال در سال‌هاي گذشته ما با روند کاهش اقتدار معلم مواجه بوديم، متاسفانه روز به روز از حوزه اختيارات معلم کاسته مي‌شود. در برخي از مدارس حتي به معلم درباره دادن نمره توصيه مي‌شود.

اکنون روند به گونه‌اي شده که يک آموزش‌وپرورش حداقلي داشته باشيم. در اين آموزش‌وپرورش، خيلي به موضوع تربيت و پرورش ورود پيدا نمي‌شود و در حوزه آموزش نيز يکسري اطلاعات منتقل مي شود. حذف مردودي، افزايش تعطيلي‌ها، کاهش حضور دانش‌آموز در مدرسه و ... از مصاديق آموزش‌وپرورش حداقلي است.

براي رسيدن معلم به جايگاه واقعي اش بايد ريشه‌يابي شود، ريشه‌يابي نيز با تقويت حوزه تربيتي معلم صورت مي‌گيرد.

در سند تحول بنيادين، جايگاه معلم به چه صورت تعريف شده است؟ اکنون شاهد هستيم که سال ششم ابتدايي به نظام آموزشي اضافه شده بدون اينکه معلم حتي فرصت فراگرفتن کتاب‌ها و محتواي جديد را داشته باشد، محتواي کتاب‌ها در حال تغيير است اما در مقابل دوره آموزشي خاصي براي معلمان در نظر گرفته نشده است، يا حتي از معلمان مقاطع متوسطه خواسته شده تا براي تدريس در دوره ابتدايي داوطلب شوند.

ببينيد جايگاه معلم در سند، جايگاه قابل قبولي است، اما اقداماتي که در حال اجراست، توصيه و پيشنهاد سند نبوده، يکي از راه‌هايي که مي‌توان جايگاه معلم را تقويت کرد اين است که او را بر اساس مهارت‌هايش به کار گيريم.

خيلي وقت‌ها برنامه‌ريزي‌هايي که انجام مي‌شود بسيار کليشه‌اي و اداري است.

متاسفانه اکنون بخشنامه‌ها و تصميم‌گيري‌ها به جاي آنکه دست معلم را بگيرد، دست و پاي او را گرفته و او را محدود کرده است.

وضعيت معلمان رادر دوره فعلي تصدي‌گري وزارت آموزش‌وپرورش چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

به طور کلي در دوره آقاي حاجي?بابايي، مطالبات گذشته معلمان پاسخ داده شد، در اين ميان اما قانون خدمات کشوري که در مجلس تصويب شده بود براي معلمان که انتظار اجراي عدالت را داشتند، اجرا نشد و بسياري از دستگاه‌ها قانون را دور زدند، البته يکسري کارها نيز براي معلمان تا اندازه‌اي انجام شد اما تبليغات براي اجراي آن دو چندان بود.


 احياي مرجعيت معلم با کدام سازو کار؟ 

امروز روز معلم است اين روز را به همه معلمان و دلسوزان نظام آموزشي تبريک مي‌گويم‌، روز معلم‌، فرصتي است که به جامعه داده مي‌شود، تا براي يک روز هم که شده عميق‌تر به مدرسه ونظام آموزشي و تعليم وتربيت دانش آموزان نگاه کند و درباره چالش‌ها و نقاط قوت و ضعف آن متفکرانه تدبر کند . روز معلم، براي خود معلمان هم يک فرصت است‌، فرصتي که نگاه دولت و ملت را به دشواري‌هاي حرفه معلمي‌و کاستي‌ها وکمبود‌ها و مشکلات نظام آموزشي جلب کنند. روز معلم، براي دولت و مسوولان و برنامه ريزان هم يک فرصت است، فرصتي است تا فارغ از همه ملاحظات حزبي و سياسي، پاي درد دل و دل نگراني‌هاي جامعه معلمي‌بنشينند تا از زبان آنها بشنوند که هيمنه و اقتدار و منزلت و شأن معلمان در حال شکستن است، فضاهاي آموزشي نامناسب است، روش‌هاي تدريس مندرس و قديمي‌است، تلاشي براي به روز شدن دانش حرفه‌اي معلمان صورت نمي‌گيرد، کماکان دانش?آموزان و بيشتر مدارس از آزمايشگاه و کتابخانه‌هاي مجهز محروم هستند، فقدان تجهيزات کمک آموزشي احساس مي‌شود، نخبگان با هر فراخوان براي بازنشستگي قبل از موعد آماده فرار از آموزش وپرورش هستند، سيستم مديريتي انقباضي و مداربسته کما في‌السابق بر نظام آموزشي حاکم است، مديران و معلمان در برابر بخشنامه‌هاي دستوري همچنان مسلوب الاراده هستند، نگاه از بالا به مدرسه و معلم نگاه غالب باقي مانده است، مشارکت معلمان در تصميم‌گيري‌ها در حد حرف و شعار باقي مانده است، نگاه مصرفي به نظام آموزشي تغيير نکرده است و مشکلات معيشتي و دغدغه‌هاي اقتصادي امان از معلم بريده و فرصت و زمان تحقيق و پژوهش و مطالعه را از او دزديده است. آن گاه به دنبال پاسخ و چاره بگردند و از خود به عنوان دولتمرد و مدير بپرسند به راستي براي بهبود شرايط حرفه‌اي معلم‌ها و بالندگي نظام آموزشي و عقب نماندنش از قافله روز دنيا، مي‌خواهند چه کار کنند؟

آموزش‌وپرورش و نظام آموزشي در يکسال ونيم اخير شاهد انبوه طرح‌ها و ايده‌هاي خلق‌الساعه بوده است. يکي از دغدغه‌ها و گلايه‌هاي معلمان اين است که بر خلاف همه حرف‌ها و سخنان شکيلي که درباره لزوم مشارکت معلمان در تصميم‌گيري‌ها گفته مي‌شود، همچنان معلم‌ها در کم و کيف تهيه و تدوين برنامه‌ها و طرح‌ها يي که قرار است در مدرسه‌ها اتفاق بيفتد مشارکت داده نمي‌شوند. آنها مي‌پرسند جايگاه مشارکت معلمان در تهيه و تدوين اين برنامه‌ها در آموزش‌وپرورش کجاست؟

نهادهاي صنفي شايد مهم ترين تشکل مردم نهادي باشند که با هدف برقراري رابطه تعادلي و تعاملي با دستگاه اداري به وجودآمده‌اند در کشور ما هم کارگران و مهندسان و پزشکان با بهره?گيري از اين شيوه هم به ايجاد تعامل و تعادل با دستگاه‌هاي اداري پرداخته و هم به عنوان صداي صنف به طرح مطالبات و خواسته‌هاي آنان به دور از هياهو و بازي سياسي پرداخته‌اند. نگاهي به آموزش‌وپرورش کشورهاي پيشرفته هم نشان مي‌دهد که در کنار دستگاه اداري کار آمد و مديريت صحيح منابع انساني ومالي، هميشه يک تشکل و «سازمان معلمي» قوي و گسترده وجود دارد که در تمامي‌بخش‌هاي مرتبط با نظام آموزشي و معلمان مورد مشورت قرار مي‌گيرد . در کشور ما هم هميشه مهم ترين برنامه وزيران «مشارکت معلمان» در تصميم‌گيري‌ها و توجه به نقش آفريني آنها اعلام شده است که اخرين مورد آن وعده وزير آموزش‌وپرورش?ـ حاجي بابايي ـ
«تحت عنوان مشارکت فراگير معلمان و باز آفريني مرجعيت آنان» بوده است. حاج بابايي هم تا کنون در اين خصوص نتوانسته يا نخواسته است تا ساز وکار مشخص و مدوني که به صورت فراگير جمعيت زياد معلمان را در بر بگيرد نهايي کند و ارتباط وزارت با معلمان را همچنان درحد ديدارهاي چهره به چهره و فردي باقي‌گذاشته است. اين امر موجب شده تا آموزش‌وپرورش، از بازوي قدرتمند و توانمند، نظرات و ديدگاه‌هاي فرهنگيان محروم باقي بماند. به نظر مي‌رسد براي بهرمندي از پتانسيل عظيم فکر و انديشه معلمان بايد به د نبال ايجاد ساختاري مدون و فراگيربود که از يک طرف اولا :همه معلمان را در بربگيرد، ثانيا: به دنبال فعاليت‌هاي سياسي با تابلوي صنفي و به نام معلمان نباشد، ثالثا: استقلال خود را از دستگاه اداري حفظ کند و دنباله رو آن نباشد.


 روز معلم چگونه روز معلم شد 

روز 12 ارديبهشت يادآور دو حادثه مهم تاريخي است. اولين حادثه قتل معلم جوان ابوالحسن خانعلي دبير فلسفه و عربي دبيرستان جامي تهران در جريان تجمع اعتراضي معلمان در ميدان بهارستان در 12 ارديبهشت سال 1340 و ديگري شهادت استاد مرتضي مطهري، درست 18 سال بعد از حادثه بهارستان است. خانعلي با مدرک ليسانس معقول و منقول درسال 1335 به استخدام وزارت فرهنگ در آمد. هنگام شهادت علاوه بر شغل معلمي دانشجوي دوره دکتراي فلسفه دانشگاه تهران بود. هيچ يک از جريان‌هاي سياسي آن زمان او را وابسته به گروه و دسته اي سياسي ندانسته اند. او يک دبير معمولي بود که براي دفاع از حقوق صنفي خود در ميدان بهارستان حاضر شده بود و سرگرد شهرستاني رئيس کلانتري 2 ميدان بهارستان با شليک مستقيم به سر‌، او را به شهادت رساند. حادثه دوم در اين روز ترور آيت‌الله مرتضي مطهري، نظريه پرداز انقلاب اسلامي، استاد دانشکده الهيات و نويسنده کتاب?هاي ارزشمندي در حوزه دين، سياست، جامعه و فلسفه، توسط گروه تروريستي فرقان است. ترور استاد مطهري عاملي شد که اين روز در تقويم جمهوري اسلامي به نام روز معلم ماندگار شود. روز 12 ارديبهشت 1340معلمان به دعوت باشگاه مهرگان و براي اعتراض به لايحه اشل حقوق معلمان در بهارستان تجمع کرده بودند. ماموران ابتدا سعي کردند با ماشين آب‌پاش معلمان را متفرق کنند اما معلمان ايستادند و عليه دولت شعار دادند. به گفته يکي از شاهدان خانم ‌معلم‌ها که در صف جلو ايستاده بودند سر تا پا خيس شدند. چند نفر از معلمان مرد از پياده‌ رو وارد ميدان شدند تا سر لوله‌هاي آب را به سمت ديگري بگردانند. سرگرد ناصر شهرستاني، رئيس کلانتري بهارستان، که از دست معلم‌ها کلافه شده بود با اسلحه کمري به سمت آنها شليک کرد و پاسبان‌ها به جمع معلمان يورش بردند. به گزارش مطبوعات آن زمان‌، چهار نفر به اسامي ابوالحسن خانعلي( دبير دبيرستان هاي جامي و شرف، اصابت گلوله به مغز)، غلامرضا احديان (آموزگار دبستان تابان حشمتيه، ضربه با سرنيزه به شکم)، سياوش باباوندي‌ دانش‌آموز کلاس چهارم رياضي دبيرستان داورپناه ( اصابت گلوله به لگن) و حسين شرقي آموزگار دبستان دولتي شاه‌آباد (ضربه به پهلو) مجروح شدند. ابوالحسن خانعلي در راه انتقال به بيمارستان درگذشت. جعفر شريف امامي نخست وزير در خاطرات خود از اين روز مي‌نويسد: «وقتي خانعلي تير خورد ساعت 30/11 شب به کاخ شاه احضار شدم. شاه گفت قرار است فردا شيطنت کنند و جنازه را راه بيندازند و شلوغ کنند.» من به شاه اطمينان دادم که جنازه را به قم منتقل و دفن مي‌کنيم. اعتصاب معلمان از اين روز رنگ سياسي به خود گرفت . بر خلاف پيش بيني شريف امامي روز 13 ارديبهشت پيکر ابوالحسن خانعلي با حضور ده‌ها هزار معلم و دانشجو و اقشار ديگر از خيابان اسکندري تا ميدان بهارستان تشييع شد. اعتصاب و تجمع معلمان در باشگاه مهرگان واقع در لاله زار و ميدان بهارستان در روزهاي بعد هم ادامه يافت . روز 14 ارديبهشت شريف امامي از نخست وزيري استعفا داد. روز 15 ارديبهشت شاه با علي اميني ديدار کرد و اميني مامور تشکيل دولت جديد شد. 16 ارديبهشت در جلسه مجلس سنا دكتر محمود حسابى گفت: «تأثر و تألم خود را از واقعه 12 ارديبهشت كه منجر به قتل يك نفر معلم، دكتر خانعلى شد اظهار مى‏نمايم و از دولت وقت انتظار دارم كه هر چه زودتر نتيجه اقدامات خود را درباره تعيين مسوولان اين واقعه اسفناك به استحضار مجلس سنا برساند». دوشنبه 18 ارديبهشت در هفتمين روز اعتصاب بار ديگر تجمع بزرگي در باشگاه مهرگان برپا و در پايان با صدور قطعنامه‌اي اعلام کردند: «اجتماع عمومى معلمين پايتخت در تاريخ روز 18 ارديبهشت ماه سال 1340 تصويب كردند كه روز دوازدهم ارديبهشت ماه به ياد بود اعتصاب موفقيت‏آميز معلمين ايران و شهادت معلم دانشمند مرحوم دكتر خانعلى، «روز معلم» اعلام شود. در اين روز همه ساله كليه مدارس و مؤسسات فرهنگى در سرتاسر كشور تعطيل رسمى خواهد بود و مراسم خاصى اجرا خواهد گرديد.» سه شنبه 19 ارديبهشت ماه‌، در هشتمين روز اعتصاب معلمان نخست‏وزير جديد وارد باشگاه مهرگان شد. علي اميني وعده داد که راجع به تغيير اشل معلمان و خواسته‏هاى آنها اقدام كند و خواهان پايان اعتصاب شد. معلمان با فريادهاي بلند مخالفت خود را با پايان اعتصاب اعلام کردند و علي اميني باشگاه معلمان را ترک کرد. چهار شنبه 20 ارديبهشت در نهمين روز اعتصاب معلمان محمد درخشش نماينده معلمان و رئيس باشگاه مهرگان - در نخست‏وزيرى با على امينى - نخست‏وزيرـ ملاقات و مذاكره كرد. سرگرد شهرستاني قاتل خانعلي دستگير و زنداني شد. عصر روز جمعه 22 ارديبهشت، اجتماع معلمان در باشگاه مهرگان تشكيل شد و محمد درخشش خطاب به حاضران گفت: «چون تصويب‏نامه‏اى در هيات دولت تهيه شده است، ما ختم اعتصاب را اعلام مى‏كنيم.» صبح روز شنبه 23 ارديبهشت، كليه مدارس كشور پس از دوازده روز تعطيل گشوده شد و آموزگاران، دبيران و دانش‏آموزان در كلاس‌هاى درس حضور يافتند. در سر كلاس‌ها به خاطر كشته‏شدن ابوالحسن خانعلى يك دقيقه سكوت اعلام شد. ساعت يازده صبح تقى على‏آبادى - معاون پارلمانى وزارت فرهنگ - در يك مصاحبه مطبوعاتى به خبرنگاران روزنامه‌ها گفت: هيات وزيران تصويب نامه‏اى در يازده ماده براى تعيين اشل جديد حقوق فرهنگيان تصويب کرده‌اند و از ماه آينده حقوق كليه كسانى كه كمتر از پنج هزار ريال است به ميزان اشل جديد پرداخت خواهد شد و اضافه حقوق ساير معلمان در رتبه‏هاى بالاتر پس از تامين اعتبار پرداخت خواهد شد. دو روز بعد يعني سه شنبه 25 ارديبهشت ماه 40 على امينى‌، محمد درخشش- رئيس باشگاه مهرگان و نماينده معلمان- را به‏عنوان وزير فرهنگ به شاه معرفى كرد. درخشش حدود 14 ماه وزير فرهنگ بود. روز جمعه 19 خرداد 40 به مناسبت چهلمين روز درگذشت ابوالحسن خانعلى‌، به دعوت وزارت فرهنگ از ساعت چهار بعدازظهر‌، مراسمى در ابن‏بابويه، بر سر مزار خانعلى برگزار شد. در اين مراسم بيش از بيست هزار نفر شركت كردند و مراسم تا ساعت 5/6 بعداز ظهر به طول انجاميد. يک ماه بعد پرونده سرگرد ناصر شهرستانى
- متهم به قتل ابوالحسن خانعلى در ميدان بهارستان - به دادرسى ارتش فرستاده شد و به اين ترتيب اعتصاب صنفي معلمان تبديل به زلزله اي سياسي شد که ارکان رژيم را به لرزه انداخت و آغازگر دوره جديدي از فضاي باز سياسي و اصلاحات شد.


 
صفحه يك
خبر
اقتصاد
اقتصاد بازار
اقتصاد روز
بورس
حادثه
فناوري و اطلاعات
شهرستان ها
مدرسه
ورزشي
بين الملل
آگهي
جامعه
جامعه
صفحه آخر